سيد محمد على ايازى

287

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

است ، به عنوان مثال ، ايشان به مقدّمهء خود مرحوم كلينى نيز استناد كرده است . « 1 » در مقابل ، بعضى اخباريان و اصوليان ، نظرى خلاف اين دارند ؛ چون مقدارى از احاديث الكافى ، از غير معصوم است و برخى از روايات ديگر ، ضعيف هستند ، مثل ابو الحسن على بن حسان و . . . . همچنين از مقدّمهء الكافى مىشود فهميد كه خودش نيز همه را صحيح نمىدانسته و از آن روى ، آنها را نقل كرده كه وظيفهء ما را در برابر اخبار متعارض ، روشن كند . البته شايد طبق تعريف قدما از صحّتِ خبر ، بتوان گفت كه احاديث زيادى ، از صحّتْ برخوردار بوده‌اند ؛ ولى در طول زمان ، آن قراين خارجيه - كه نزد آنها بوده - ، از دست رفته‌اند . 6 . بررسى بعضى نقدها بر « الكافى » در پايان اين فصل ، لازم به يادآورى است كه در طول اين زمان‌ها كتاب‌هايى به صورت نقد بر الكافى نوشته شده‌اند كه به چند نمونهء آن اشاره مىشود . يك . الأخبار الدخيله ، نوشتهء علّامه محمّد تقى شوشترى ( متولّد 1320 ق ) . اين كتاب ، در سه باب تنظيم شده است : باب اوّل : اخبارى كه به گونه‌اى در آن ، تغيير و تبديل وجود دارد ؛ باب دوم : اخبار ساختگى ؛ باب سوم : دعاهاى ساختگى و تحريف شده . هدف اين كتاب ، معرّفى كردن روايات موهوم و مغاير با مذهب شيعه است . دو . الموضوعات فى الأخبار و الآثار ، نوشتهء هاشم معروف الحسينى . ايشان عقيده دارد احاديثى كه در جوامع حديثى است ، بعضاً به نفع دشمنان اسلام و شيعه و به ضرر مسلمانان ( مخصوصاً شيعه ) است و آن احاديث بايد معرّفى شوند و كتب حديثى ، از خرافاتْ پيراسته شوند ، مثل احاديثى كه بر سيزده امام بودن دلالت دارند ( كه در فصل

--> ( 1 ) . ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 96 .